یادداشت
غلامرضا بنی اسدی
طراحان توسعه مشهد از محور شرق، شرق نشین شوند!

نگاه به شرق. یک گزاره سه کلمه ای از بس در ادبیات سیاسی ما به کار رفته است در اولین ما به ازا ما را به سیاست خارجی راه می نماید اما اگر این را در جغرافیای مشهد باز بخوانیم به سیاست تازه مدیریت شهری مبنی بر توسعه شهر از محور شرق خواهیم رسید. اختصاص ۶۰۰ هکتار زمین در جبهه شرقی و آن چه مسئولان شهری می گویند از جدیت متولیان برای این مهم حکایت دارد. آنان می خواهند میان مرکز ثقل شهر و مرکز کالبدی آن توازن برقرار کنند. برنامه ها چنان است که آرزوهایی را محقق کند که حرم را به عنوان مرکز ثقل شهر در جایگاه مرکز کالبدی هم ببیند یعنی با کسب تجربه از ساخت تهران، توسعه شهری جوری تدبیر شود که در مشهد شاهد نسبت شهر ری به تهران نباشیم و کار به آن جا نرسد که مشهد را به قدیم و جدید تقسیم کنند.
الان بر روی نقشه، فاصله آخرین نقطه جمعیتی غرب مشهد تا مضجع منور امام هشتم (ع) ۱۷ کیلومتر و فاصله آخرین نقطه جمعیتی شرق مشهد ۶ کیلومتر است. مشهد مستطیلی است که مرکز ثقل آن، مرکز کالبدی آن نیست. این را هم می شود یکی از اشکالاتی شمرد که در شهرسازی مشهد وجود دارد که باید اصلاح شود تا به تعادل بین شرق و غرب شهر برسیم. چیزی که در راستای محوریت حرم، یک ضرورت است. توجه باید داشت که این نگاه به شرق و توسعه از محور خاوری مشهد، فقط در کلمات با “نگاه به شرق” در راهبرد سیاسی، مشترک نیست که نحوه مواجه با آن هم اشتراکات زیادی دارد. مثلا در حوزه سیاست خارجی از نگاه به شرق گفته می شود اما حرکت ها چنین نیست. یعنی بسیاری از همان کسانی هم که پرچم دار این انگاره هستند خویشاوندان شان در مهاجرت، به دنبال ویزای غرب می گردند و چندان کسی را تمایل نیست که ویزای شرق بگیرد و مثلا راهی مسکو و پکن شود.
آمارهای مهاجرتی به ما می گوید، اگر هم نگاه سیاستگذاران نگاه به شرق باشد اما مردمان را حرکت به سمت غرب است آمار ها این را تایید می کند. قطعا تا وقتی حرکت چنین باشد، نگاه به شرق به حرکت تبدیل نخواهد شد. در ماجرای مشهد و نگاه توسعه ای به محور شرق هم همین مسئله وجود دارد. کسانی که از نگاه به شرق می گویند اگر هم ساکن غرب نباشند، ساکن شرق هم نخواهند بود و حتی نخواهند شد. تا قصه این چنین فراز و فرود داشته باشد، بحث توسعه از شرق روی همان کاغذی که نوشته شده است، رنگ خواهد باخت اما رنگ واقعیت به خود نخواهد گرفت. زمانی می شود این را باور کرد که ضرورت سکونت مدیران در شرق مشهد در ذهن و زندگی متولیان بارور شود. زمانی که به این نکته توجه شود که مکان یابی برای ابرپروژه مسکن ملی در این منطقه می تواند، یک نهضت در آبادانی منطقه باشد. زمانی که در جریان سازی های رسانه ای مبتنی بر ظرفیت های حقیقی شرق مشهد، قدم های بلندی برداشته شود. تا آن روز اما، قصه توسعه مشهد از محور شرق، قصه مرد مزرعه دار است و بلدرچین که چهار دهه پیش در دبستان می خواندیم؛ صاحب مزرعه به بچه هایش می گفت فردا فلان و فلان و فلان را می آوریم و درو می کنیم. جوجه های بلدرچین، نگران به مادر خود نگاه می کردند. او اما می گفت اتفافی نمی افتد. روز بعد اسم تعدادی دیگر را به زبان می آورد صاحب مزرعه برای کمک و جواب بلدرچین به جوجه هایش همان بود تا روزی که مرد گفت فردا خودمان به درو می آییم، بلدرچین به جوجه هایش گفت: برخیزید که باید برویم.
این واقعیت ماجراست تا پندار ها و آرزو ها به طرح تبدیل نشود و طرح ها بر زمین ننشیند اتفاقی نخواهد افتاد. همان طور که تا وقتی مسئولان و صاحبان تصمیم، فرزندان خود را برای تحصیل و تجارت و درمان و تفریح یا هر چیز دیگر به غرب بفرستند، نگاه شان به شرق، از پلک شان جلوتر نخواهد رفت. به صراحت می توان این را نوشت و پایش امضا گذاشت که در مشهد هم تا صاحبان این ایده، خود راهی شرق شهر نشوند تا وقتی سرمایه ها و صاحبان سرمایه به آن سمت میل پیدا نکنند تا وقتی برندسازان، شیب حرکتی شان به جبهه شرقی شهر نباشد، نمی توان امید داشت که نگاه به شرق در زمین به شکوفایی تحقق پیدا کند …
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0